محمود احمدی نژاد: «عدالت»، این آرزوی دیرباز بشری محور مهم ترین شعارهای اقتصادی کاندیدای کم شانس ریاست جمهوری 84

بود که با گردش آرا بر مصدر جدول کاندیدها نشست. محمود احمدی نژاد، شهردار منتصب دومین دورة شورای شهر تهران، آن هنگام که برای حضور در عرصة رقابت ثبت نام نمود، در ردیف «کم شانس ترین ها» قرار می گرفت چه، بر خلاف دو نامزد مطرح جناح راست (قالیباف، لاریجانی) نه حمایت نو محافظه کاران از او چنان جدی می نمود و نه در میان محافظه کاران پایگاه ویژه ای داشت.
این چنین آرای او در دور اول که با یک «سازماندهی قوی» به دست آمد در عین آنکه اعتراض های وسیعی را بر انگیخت، سبب تعجبی فراملی شد. در دور دوم، او کارزار انتخاباتی را بیشتر به سمت مسائل اقتصادی سوق داد و روشن بود که در چونان کارزاری، رقیب تکنوکرات احمدی نژاد جذابیت فوق العاده ای برای توده های از نظر اقتصادی ضعیف جامعه نداشت. اوج حرکت به سوی پوپولیسم، بازگشت به یک شعار ایده آل گرای ابتدای دوران انقلاب بود؛ «پول، نفت، سر سفره های مردم می آید.» احمدی نژاد البته از رویکرد مطلق به مسائل اقتصادی متضرر نشد و در میانه راه رقابت حتی بیشتر به این سمت چرخید. طرح وعدة «پرداخت سهام عدالت و اشتغال زایی فوری» از جمله پیشنهادهای مشاورانی بود که فضا را مناسب طرح برنامه های اقتصادی می دیدند. جهت گیری او در رقابت سال گذشته حول محور اقتصاد روزمرة مردمی می گذشت و شعارهایش چونان می نمود که قرار است، زمین و زمان اقتصاد در حال حرکت به سوی درهای باز ایران، به یکدیگر دوخته شود.
این روزها، تقریباً یک سال از غوغای رقابت ریاست جمهوری 84 می گذرد. منتقدان رییس جمهور، برآمده از سوم تیر 84 هشدار می دهند که «تکه پاره کردن اقتصاد ایران در حال انجام است» ولی این عموم مردم هستند که بهتر می فهمند؛ عدالت تا چه مقدار ارتقا یافته و پول نفت چه تأثیراتی بر سفره ها داشته است.
محسن رضایی: بیشتر وقت فرماندة جبهة جنگ ایران و عراق، در انتخابات ریاست جمهوری صرف زدودن شائبه هایی شد که از نقش

او در برخی مقاطع پس از انقلاب پدید آمده بود. محسن رضایی که کوشید در این رقابت، چهرة خود را ترمیم کند و از دغدغه های تازه اش برای قشر جوان ایرانی بگوید، کمتر برنامة ویژه ای را ارائه داد که اینک بشود مهم ترین رویکرد اقتصادی او را تعیین کرد. رضایی حرف هایی زد، این حرف ها از زبان او تقریباً نو و تازه بود، اما برنامة تبلیغاتی او از اول تا به آخر هم روشن نشد. محورهای اقتصادی وعده هایش، تقریباً مشابه بود با همة دیگر برنامه ها و مبارزه با «رانت خواری و آقازادگی» احتمالاً مهم ترین قسمتش بود. در دیگر بخش ها هم، رضایی اشاراتی داشت به «رفاه عمومی، آبادنی ایران» و برنامه هایی کلی از این دست. او از تمامی فرصت تبلیغاتی خود بهره برد و در آخرین روز، در حالی که کم ترین شانس از آن او بود، از رقابت انصراف داد.
محمد باقر قالیباف: از فرماندة سابق نیروی انتظامی قطعاً بیشتر برنامه هایی برای «نظم اجتماعی» شنیده می شود تا رویکردها

یی اقتصادی. قالیباف توان عمدة خود در انتخابات را متمرکز کرد بر برنامه هایی اجتماعی که از «نظم بخشیدن به نابه سامانی های اداری و اجرایی تا آزادی بیش تر اجتماعی» را در بر می گرفت. کاندیدایی که بیشترین کوشش در «خوش پوش بودن و ایجاد جذابیت ظاهری داشت، احتمالاً به گمان مشاورانش می توانست تنها با اتکا به کارنامه ای نه چندان روشن اما مثبت در نیروی انتظامی و همچنین وعده هایی به فراخور حال قشر جوان از اولین آزمون رقابتی خود پیروز بیرون آید.
اما با وجود آنکه حتی همین بینش به انتخابات نیز قالیباف را تا روزهای پایانی خرداد 84 در جمع دارندگان بیشترین شانس قرار می داد، در هفتة پایانی منتهی به برگزاری انتخابات، برخی «اتفاقات عجیب و غریب» در ستاد انتخاباتی وی، سبب عدم موفقیت قالیباف برای حضور در دور دوم شد. در تحلیل ناکامی او علاوه بر آنکه می شود سهم زیادی را به لابی ها و بازی های سیاسی پشت پردة جناح راست اختصاص داد، عدم ارائه برنامه ای جامع در زمینه های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی به جامعه را هم می توان از فاکتورهای شکست قالیباف دانست. قالیباف در حوزة اقتصاد حرف تازه ای جز یک سری کلیشه های معمول نداشت و برنامة روشنی را هم اعلام نکرد. شاید بشود گفت که حمایت نو محافظه کاران از وی، نشانی بر آن بود که «عدالت» از برنامه های اصلی اقتصادی قالیباف است و این مفهوم نیز خود به حد کافی نارسا و مبهم است.
مهدی کروبی: بارزترین وعدة اقتصادی در جریان رقابت ریاست جمهوری 84، از آن شیخ ریش سفیدی است که احتمالاً از میان آن

همه مشاور ناکارآمدش، یکی اش خوب از آب درآمده بود. وعدة «پرداخت ماهانه پنجاه هزار تومان به هر ایرانی بالای 18 سال» چنان «وسوسه انگیز» بود که بدون نیاز به تبلیغات، در دورترین نقاط ایران نیز شنیده شود. چهرة مهدی کروبی برای بسیاری در آن روزها تداعی یک «ایران چک پنجاه هزار تومانی» بود و بی تردید ستاد تبلیغاتی او بر برد این شعار پوپولیستی واقف شد که در برخی نقاط تصویر کروبی را زمینة تصویری از یک ایران چک پنجاه هزار تومانی کرد. آرای او که از کم شانس های رقابت ریاست جمهوری 84 محسوب می شد، البته سبب سرافکندگی روشنفکران و مدافعان جامعة مدنی شد چه، ساده ترین ترجمان این آراء آن بود که هواداران حقوق مجانی، بیشتر از هواداران حقوق بشر در ایران هستند.
مهدی کروبی بعدها گفت که «گویا به خواب اصحاب کهف رفت، چرا که تا پنج صبح به دور دوم صعود کرده بود، اما پس از برخاستن از خواب جای خود را به کس دیگری داد.» او به هر شکل از رقابت باز ماند تا خواب ایران چک های پنجاه هزار تومانی ماهانه، برای بسیاری در سراسر ایران آشفته شود.
علی لاریجانی: «مبارزه با فساد» در سرلوحة برنامه ای بود که از جانب «کاندیدای محافظه کاران» در رقابت ریاست جمهوری

84 اعلام شد و احتمالاً مهم ترین برنامة لاریجانی در حوزة اقتصاد نیز بر همین محور استوار بود. کاندیدای محافظه کاران پس از تأکید بر مبارزه با فساد به ویژه در حوزه های اقتصادی، به گونة مرتب، مجبور شد پیرامون «گزارش هیئت تحقیق و تفحص مجلس ششم ازعملکرد مالی صدا و سیما» در زمان ریاست وی، توضیح دهد اما این توضیح ها شاید چندان گویا و اقناع کننده نبود. او که از پر امیدترین نامزدهای رقابت ریاست جمهوری 84 بود، در هفته های پیاپی بدل به کم امیدترین ها شد و احتمالاً اگر «شهرستان نور و استان مازندران» در ایران واقع نمی شد، لاریجانی به جای رتبه ششم، یک پله پایین تر می رفت و آخرین جای فهرست نامزدها را در این رقابت اشغال می کرد.
مصطفی معین: نامزد «اصلاح طلبانی» که خود را «پیشرو» می خواندند، کوشید یک بار دیگر راه محمد خاتمی را طی کند، ام

ا مشاورانش گویا از یاد برده بودند که هشت سال از دوم خرداد 76 گذشته است. محور برنامه هایی که از سوی مصطفی معین اعلام شد، به مباحث سیاسی اختصاص داشت و شاید بشود گفت که حوزة اقتصاد در ردیف کم اهمیت ترین حوزه های مورد توجه او و مشاورانش قرار گرفت.
کسی که هوادارانش امیدوار بودند؛ «کمی شانس بیاورد تا در دور اول کار را تمام کند»، احتمالاً به دلیل همین عدم توجه به حوزة اقتصاد، کار را در دور اول به نوعی دیگر تمام کرد. دست کم انتظار هواداران معین حضور در دور دوم رقابت بود، اما او با قرار گرفتن روی پلة پنجم در جمع هفت نفر، خیال هوادارانش را آسوده ساخت.
توجه صرف به مسائلی چون «دموکراسی و حقوق بشر» از سوی کسانی که در هشت سال گذشته با وجود حضور در حاکمیت تلاش چندانی در این زمینه ها نداشتند، نه تنها سبب نشد که نخبگان و روشنفکران برای رأی دادن به معین مجاب شوند که با تمرکز بر این حوزه ها ارتباط نامزد جبهة مشارکت با توده ها کمرنگ شد و او به این گونه برای مردم «ناشناخته» ماند.
علی اکبر هاشمی بهرمانی: «آمدن یا نیامدن او»، «بزرگ ترین سؤال» رقابت ریاست جمهوری بود که تداومی به طول سال 83 تا 8

4 داشت. بعدها که روشن شد، رییس جمهور سابق بار دیگر هوای ریاست جمهوری دارد، این پرسش پدید آمد که «او چگونه می آید؟»علی اکبر هاشمی بهرمانی، مشهور به رفسنجانی البته در تلاش برای پاسخ گفتن به این پرسش اخیر کارهای بسیاری کرد. از «نشستن دور یک میز با جوانان و نوجوانان» تا «توجه به مسائلی چون قومیت ها، زنان و حتی حقوق بشر»، اما در حوزة اقتصاد گویی «مرغ یک پا داشت». «توسعة پایدار» برنامة رییس مجمع تشخیص مصلحت اعلام شد و نشان داد هاشمی از برنامه هایی که روزگاری منتقدان فراوانی از راست و چپ داشت، نه تنها کوتاه نیامده که همچنان معتقد به آنها است و راسخ به اجرای شان. «رفتن پر شتاب تر به سمت فضای باز اقتصادی و حل شدن در اقتصاد جهانی» مهم ترین شاخصه های اقتصادی است که علی اکبر هاشمی بهرمانی مدنظر داشته و دارد و چنین شاخص هایی گرچه مطلوب و ایده آل نخبگان است اما فاقد جذابیت های آشکار و پنهان برای توده هاست.